علی پهلوان: سلیقه شخصی در گروه آریان جایگاهی ندارد موسیقی ما - علی پهلوان خواننده جوان گروه موسیقی آریان با اشاره به این مطلب که رمز ماندگاری گروه آریان همکاری گروهی است، گفت: سلیقه شخصی جایگاهی در گروه آریان ندارد و این گروه توانسته به شکل گروهی تا کنون به فعالیت خود ادامه دهد. علی پهلوان با اشاره به این مطلب که گروه آریان تمام تلاش خود را در سالهای گذشته انجام داده است تا بتواند نظر مخاطبان موسیقی را جلب کند، گفت: گروه آریان همیشه سعی کرده است با همکاری گروهی با یکدیگر توانسته ماندگار بماند و بتواند نظر مخاطبان موسیقی را جلب کند. وی خاطرنشان کرد: تمام اعضای گروه آریان تاکنون تلاش کرده اند سلیقه شخصی خود را در گروه قرار ندهند و با همفکری مشکلات را یک به یک پشت سر بگذارند. این خواننده جوان در پایان سخنان با اشاره به این مطلب که نیاز اصلی گروه های موسیقی امروز به داشتن یک شبکه و رسانه است، افزود: متاسفانه مجلات تنها رسانه هایی هستند که اهالی موسیقی، خوانندگان، آهنگسازان و نوازندگان برای ارائه کار با آن سر و کار دارند. موسیقی در تلویزیون رسانه ندارد و رادیو نیز به مقدار کمی از کارهای موسیقی پاپ را پخش می کند همین امر باعث شد برخی مواقع یک جریان مافیایی به دنبال تخریب و اجرای سلیقه در امر رسانه باشند. وی ادامه داد: متاسفانه برخی مواقع رسانه ها مغرضانه می نویسند من و اعضای گروه آریان هیچ گاه مشکل انتقاد کردن نداریم. انتقاد یک حرکت سازنده و کمک به ارائه هنری بهتر است اما این حرکات پسندیده نیست و زشت است که فردی سلیقه شخصی اش را به کل جامعه تحمیل کند. ما باید به سلیقه مخاطبان احترام بگذاریم. | ||
منبع : ایلنا |
موسیقی ایرانیان – سودا مولائی: بالاخره پس از مدتها جلد اول کتاب «آهنگهای گروه آریان برای گیتارنوازی آسان» رونمایی میشود.
علی پهلوان خواننده گروه موسیقی آریان با اعلام این خبر در گفتگو با خبرنگار موسیقی ایرانیان گفت: «این کتاب قرار بر این است با عنوان «آهنگهای گروه آریان برای گیتارنوازی آسان» در کنسرت آبان ماه آریان رونمایی شود، در ضمن هدفمان این بود کتاب در دو جلد تهیه شود، ولى از زمستان ٨٩ تا امسال کارهاى اداری این کتاب طول کشید و به همین دلیل ما تولید جلد دوم رو متوقف کردیم.»
وی درباره محتواى این کتاب افزود: «محتوای این کتاب شامل نت خواننده و آکورد هاى گیتار ٢٢ ترانه از آهنگ هاى آلبوم هاى مختلف گروه آریان است که با همکارى دوست عزیزم محمدرضا تاجیک به انجام رسید. افراد زیادى برای انتشار این کتاب کمک کردند که نامشان در کتاب ذکر شده و از همه این دوستان ممنونیم.»
لازم به ذکر است که علاقه مندان برای تهیه این کتاب با امضاء اعضاى گروه آریان، میتوانند در کنسرت ۱۸ و ۱۹ آبان ماه این گروه حضور پیدا کنند.
موسیقی ایرانیان – علی ربیعی:برنامه «تازه به تازه، نو به نو» رادیو جوان، از ساعت ۹ شب پنجشنبه ۲۷ مهرماه به صورت زنده میزبان علی پهلوان خواننده و آهنگساز گروه موسیقی آریان و محسن رجبپور مدیر شرکت ترانه شرقی خواهد بود.
«تازه به تازه، نو به نو» به تهیه کنندگی علیرضا محمد نیا و سردبیری عزت الله الوندی تولید میشود و اجرای اصلی آن با سعید خرسندی است، همچنین ابراهیم مولائی که پیش از این اجرای برنامه تلویزیونی موسیقی ایرانیان را برعهده داشته، به اجرای بخش مربوط به تازهترین خبرها و رویدادهای موسیقی ایرانی میپردازد، علیرضا بدیع هم به عنوان مجری کارشناس در برنامه حضور دارد و نقد و بررسی ترانه قطعات در حضور مهمانان را انجام میدهد، فرزاد محمدی هم هماهنگی این برنامه را برعهده دارد.
لازم به ذکر است که تایید کیفی آثار میهمانان بر عهده مدیر نظارت و ارزشیابی مرکز موسیقی و سرود صدا سیماست و هنرمندان مطرحی همچون حسین علیزاده، حسین پرنیا، شروین مهاجر، عبدالحسین مختاباد، رضا یزدانی، حمید عسکری، مجتبی کبیری، سیامک عباسی، فرزاد فرزین، دکتر چراغعلی، پدرام کشتکار، مهرداد نصرتی، محمدعلی بهمنی و حسین غیاثی به عنوان میهمان در این برنامه حضور داشتهاند.
گفتگو با خواننده گروه آریان
*برای شروع یک بیوگرافی از خودتان هر طور که دوست دارید برایمان بگویید.
خب اسمم که علی پهلوان، فارغالتحصیل رشته مهندسی صنایع از دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب، 33 سال دارم متولد 54، شغلم برنامهریزی و کنترل پروژه است. در پروژههای نفت و گاز که در واقع شغل اصلیام این است و 12 سال هم در این زمینه سابقه دارم. کار موسیقی و گیتارزدن را هم از 17 سالگی شروع کردم، همان موقعها هم کار آهنگ ساختن را شروع کردم تا سال 77 که گروه دور هم جمع شد و آریان تشکیل شد و سال 78 برای اولین بار روی صحنه رفت. تا 18 سالگی اصلا پشت ماشین ننشسته بودم، بعضی از دوستانم بودند که ماشین پدرشان را برمیداشتند اما من تنها کاری که میکردم فقط استارت میزدم. 18 سالگی تازه رفتم آموزش رانندگی برای اینکه از اول یاد بگیرم. واقعاً نمیدانستم کلاچ چیست و به چه درد میخورد. همیشه هم معروف بودم به اینکه محتاط رانندگی می کنم نه به معنای یواش رانندگی کردن. به خصوص بعد از مسافرتهای خارجی که رانندگیهای درست و حسابی را آنجا دیدم متوجه شدم چقدر وضع رانندگی ما اینجا بد است. بعد از آن سعی کردم مثل آنها رانندگی کنم اما انگار نمی شود اینجا آنطور رانندگی کرد اما حتی الامکان سعی می کنم درست رانندگی کنم.
* دست فرمانتان خوب است؟
بد نیست. یعنی از 18 سالگی که پشت فرمان نشستم تا الان اصلاً تصادف جدی نداشتهام. بیشتر اوقات وقتی تصادف کردهام یا کسی به من زده یا شرایط نابرابر بوده. مثلا آخرین تصادفی که داشتم خیلی مسخره بود. من داشتم میپیچیدم، یک نفر از جهت مخالف خیابانی که از پایین به بالا بود، این ماشین از بالا آمد پایین و زد به من. نمیگویم در رانندگی آرتیست بازی بلدم، اصلاً بلد نیستم، دوست هم ندارم انجام بدهم ...
* لایی کشیدن و...
بلد نیستم، جرأت هم نمیکنم این کارها را بکنم. به نظرم همین که ما در تهران سالم میرسیم به هر مقصدی واقعاً شانس میآوریم.
* الان چه ماشینی سوار میشوید؟
الان هیوندا آوانته.
* از 18 سالگی تا به حال چند ماشین عوض کردهاید؟
خب قبلاً که ماشینهای پدرم را سوار میشدم. اما خودم ماشینهای کوچک را خیلی دوست داشتم، اولین ماشینی که خودم خریدم ماتیز بود و خیلی هم ماتیز را دوست داشتم، ماشینی بود که اصلاً من را اذیت نکرد. بعد از آن 206 خریدم که خیلی من را اذیت کرد. یک اشکال خیلی با مزه داشت، هر چند وقت یکبار سوییچش را نمیشناخت که بعد یا باید با جرثقیل ماشین را میبردند یا بعدا میآمدند دیاگ (دستگاه عیبیاب) وصل میکردند که مشکلش را حل کنند. پنج بار این اتفاق برای ماشین من افتاد. اینقدر این جریان خندهدار شده بود که دیگر به امدادخودرو که زنگ میزدم خودم را معرفی میکردم میگفتند «ماشینتان جلوی فلان ساندویچفروشی پارک است؟» یعنی هر بار ماشین من همان جا خراب میشد و اینها هم دیگر میدانستند. آخر سر هم دوست خودم ماشین را از من خرید و از وقتی که این همکارم ماشین را از من خرید دیگر برایش چنین مشکلی پیش نیامده. احتمالاً دیگر جلوی آن ساندویچفروشی پارک نکرده. الان هم که آوانته دارم برای اینکه احساس کردم در ترافیک تهران بهترین چیز این است که آدم ماشینش دنده اتوماتیک باشد. رفتم دنبال ماشین دنده اتوماتیک حالا حداقل یک پایم کمتر درد میگیرد.
* اگر اشتباه نکنم قبلاً گفته بودید در مسابقه رالی هم شرکت کردهاید. در آن مسابقه با کدام ماشین بودید؟
بله، در آن مسابقه با آوانته بودم. رالی شهر تهران بود. از پارک پردیسان شروع میشد و میرفت تا آجودانیه و از آنجا برگشتیم. جریان رالی رفتن من هم در حقیقت به این صورت بود که ما یک دوستی داریم به اسم آقای شهریار قورچیان که خودش یکی از قهرمانان رالی است، یک روز به من گفت دوستداری رالی شرکت کنی؟ من گفتم اصلاً نمیدانم داستان رالی از چه قرار است. ایشان گفتند اشکالی ندارد من فرزند خودم را با شما میفرستم به عنوان نقشه خوان شما هم فقط رانندگی کنید. با این حال خیلی جالب بود چون اولین بار بود شرکت میکردم، حتی فرزند خودشان هم دفعه اولی بود که شرکت میکرد اما خب کاملاً با روند مسابقه آشنا بود. بعد از آن ما به هر کس میگفتیم موفق شدیم به خط پایان برسیم تعجب میکردند که چطور این کار را کردیم. برای اینکه گویا همه گم میشوند. مثلاً دوست خود من شرکت کرده بود در نقشه شماره شش و هفت بود که زنگ زد به من و گفت من گم شدهام. اما ما به خط پایان رسیدیم و رتبهمان هم بین صد و خردهای نفر شد سی و سه. یعنی رتبه بدی نبود. تجربه خیلی خوبی بود دیگر، رالی تفریحی تهران. خیلی خوب بود.
* قبل از اینکه گواهینامه بگیرید و خودتان ماشین بخرید، وقتی نوجوان بودید فکر میکردید که دوست دارید در آینده چه ماشینی داشته باشید؟
من آن موقع هم ماشینهای کوچک را دوست داشتم. حالا تازگی نمیدانم چرا ذائقهام عوض شده به ماشینهای شاسیبلند علاقه پیدا کردهام اما هنوز نرفتهام دنبالش. برای اینکه یکی از مشکلات من جای پارک است و برای ماشین شاسیبلند هم خیلی سخت جای پارک گیر میآید به خصوص جلو شرکت محل کارم و واقعاً هم سر جای پارک دم شرکت ما دعواست، هر کی زود تر برسد جای پارک گیر میآورد. با مزه است، ساعت کار ما بین 7.5 تا 8.5 شروع میشود من 7.5 که میرسم شرکت میبینم جای پارکهای خوب را گرفتهاند. یکبار 7.15 دقیقه رفتم دیدم باز هم جای پارک نیست. گفتم آخه شما اصلاً شبها میخوابید که من هر وقت میآیم ماشینتان اینجا پارک است؟ بعد هم ماشین من همیشه کثیف است، چون همیشه بیرون است و الطاف درخت و پرنده و همه اینها شامل حال ماشین ما میشود، البته جز امروز که استثنائاً وقتی میآمدم ماشین را بردم کارواش یعنی واقعا «استثنائا» برای اینکه نزدیک به 7 ماه بود که ماشین را کارواش نبرده بودم.
* از ماشینهای جدیدی که الان هستند کدوم ماشین را از همه بیشتر دوست دارید داشته باشید؟
الان بدم نمیآمد سانتافه بگیرم. البته دلیل هم دارم. برای اینکه من از آن تیمی که دوو و هیوندا را به من دادند خیلی راضی بودم، به قول معروف هم دفعه قبل هم ایندفعه ماشین سلامتی به من دادند اما تجربه قبلیام که همان 206 بود خیلی خوب نبود این شد که اصلاً رفتم سمت اینها. الان مطمئناً از سانتافه ماشینهای شاسی بلند بهتری هم هستند اما نمیدانم چرا من از این ماشین خوشم میآید.
* احتمالاً شاید برای اینکه از آن تیمی که گفتید میتوانید یک سانتافه خوب بخرید.
احتمالاً. شاید واقعا اینطور باشد. البته من یک اعتقادی دارم درباره ماشین در ایران. به نظر من ماشین گرون خریدن به درد ایران نمیخوره.
* چرا اینطوری فکر میکنید؟
برای اینکه اولاً نصف خطهایی که روی ماشین من هست موقعی که توی پارک هست اتفاق میافته. یعنی از شرکت میام بیرون میبینم بله یکی روی ماشین یک خطی کشیده و رفته، به خصوص آن زمانی که محل کارم در خیابان دولت بود و ماشین را در خیابان میگذاشتم انواع رنگها با خط روی ماشین من کشیده میشد. آینه من با اینکه همیشه آن را جمع میکنم اما همیشه رویش پر از خط است. این از وضع ماشین. بعد هم در این ترافیک و در این وضعیت یا باید آدم خیلی پول داشته باشد که یک ماشین گران قیمت را زیر پایش بگذارد و دلش نسوزد که این همه بلا سر ماشینش میآید، یا اینکه واقعاً اینقدر دوست داشته باشد که ماشین موردعلاقهاش را داشته باشد که تمام اینها را به جان بخرد.
* درباره آدمهایی که به اصطلاح به آنها «ماشین باز» میگویند چطور فکر می کنید؟
خب هر کس یک عشقی دارد، هر کس یک چیزی را دوست دارد، بعضیها هم ماشین دوست دارند. خود من شخصا ماشین را وسیله ای نمیدانم که بخواهم هر روز عوضش کنم. مثلا ماشینهای خود من تا الان ماتیز و 206 و مثل اینها بوده، یعنی ماشین برای من صرفاً وسیلهای است که بتوانم از آن استفاده کنم. وسیله پزم نیست، عشقم نیست. اگر هم رفتم به سمت دنده اتوماتیک به خاطر راحتی خودم بود نه به خاطر اینکه بگویم ماشین دنده اتوماتیک دارم، برای اینکه واقعا در این ترافیک ذله شده بودم از دنده عوض کردن.
* در تعطیلات عید اگر قرار باشد با ماشین خودتان مسافرت بروید کجا را انتخاب میکنید؟
شمال میروم.
* همیشه مسافرتی که با ماشین خودتان میروید شمال است یا جاهای دیگر هم میروید؟
شده. دو، سه باری اصفهان هم رفتهام با ماشین خودم. البته این آوانته جدید است مال یک سال اخیر، در این مدت هم زیاد مسافرت نرفتهام. اما با ماتیزم هزار جا رفته بودم. برای همین میگویم خیلی برایم عجیب بود که ماشین به این کوچکی اولا داخلش تا این حد جادار بود. فقط بزرگترین مشکلی که من با ماتیز داشتم این بود که گیتارم در صندوق عقبش جا نمیشد حالا اما این آوانته صندوق عقبش حسابی جادار است، یکبار حتی در آن میز گذاشتیم. اما با این ماشین هنوز مسافرت به آن صورت نرفتهام. فکر کنم در حد کرج و فشم و همین نزدیکیها.
* کلا به نظرتان مسافرت با ماشین شخصی چطور است؟
بد نیست. بدم نمیآید. قبلاً هم گفتم من با ماشین خودم شمال زیاد رفتهام. دوست هم دارم خودم رانندگی کنم به خصوص که بعضیها تند میروند و رانندگیهایشان اعصابم را خرد میکند. حالا یک خاطره بامزهای هم یادم آمد، یکبار با چند تا از دوستان قرار شد خانوادگی برویم شمال که آقای رجب پور هم بودند. این دو نفر همان لحظه اول در جاده «نقطه» شدند ته جاده، یعنی دیگر من اینها را ندیدم تا شمال. رسیدم به آن خانهای که قرار بود آنجا همدیگر را ببینیم من رفتم در را باز دیدم ماشین اینها نیست، من و همسرم ترسیدیم گفتیم شاید اتفاقی افتاده تصمیم گرفتیم برگردیم که اگر احتیاج به کمک دارند کمکشان کنیم.
در این فکرها بودیم که اینها رسیدند و با تعجب و چشمهای گرد ما را نگاه میکردند که ما چطور زودتر رسیدهایم. آخر معلوم شد چون ما دو نفر بودیم همانطور آهسته و بدون توقف آمدهایم اما آنها چون بچه داشتهاند مجبور شدند یکی دو بار وسط راه بایستند که همین باعث تاخیرشان شده بود.
* کمی به فعالیتهای آریان و موسیقی و آلبوم آخرتان بپردازیم. گروه آریان کنسرت جدیدی برای آلبوم آخر در ایران ندارد؟ یا کار جدید؟
کنسرت برای آلبوم جدید که یازده شب کیش برنامه داشتیم، تهران هم قرار بود ده شب باشد، اینقدر به ما سالن ندادند که رسید به یک شب که اجرا کردیم. الان هم اتفاقی که قرار است بیفتد این که یک تک ترانه میدهیم برای عید. بین بیستم تا بیست و دوم که قرار است این تک ترانه به عنوان عیدی و به صورت رایگان بیرون بیاید. اسم این تک ترانه هم «عید اومد، بهار اومد» که یک کار خاصی است و آدم را یاد یک آهنگ قدیمی میاندازد.
* به جز فعالیت در حیطه موسیقی و شغلی که دارید چه فعالیت دیگری را دوست دارید و دنبال میکنید؟
من تنیس بازی میکنم. البته با وضعیت کاری که دارم هفتهای یکبار بیشتر نمیرسم بازی کنم. اما در کل خیلی زیاد به این رشته ورزشی علاقه دارم. مسابقاتش را هم دنبال میکنم با یکی از دوستانم که البته خودش اسکواش بازی میکند اما مثل من به مسابقات تنیس علاقمند است سر اینکه تیم مورد علاقه کدام یکی برنده شود به قول معروف کلکل داریم.
* یکی از کارهایی که همیشه دوست داشتید انجام دهید اما به هر دلیل موفق نشدید چیست؟
تا به حال فکر نکردهام. واقعیت این است که من خیلی از کارهایی را که میخواستم تا الان انجام دادهام.
* نظرتان درباره اسپرتکردن و تیونینگ ماشین چیست؟
من اصولاً علاقهای به این کار ندارم. دوستان من به محض اینکه ماشین میخرند حداقل یک رینگ اسپرت برایش میاندازند اما من این کار را نمیکنم. شاید به خاطر شرایطم باشد برای اینکه من صبح ماشین را میگذارم در خیابانی که محل کارم قرار دارد و عصرسوار میشوم و برمیگردم. برای همین نه ضبط ماشینم را عوض میکنم، برای اینکه فکر میکنم یک چیزی گذاشتهام برای دزدها که بیایند و ببرند. واقعاً ضبطهای ماشینهایم هم تا به حال همیشه خوب بودهاند. شاید تنها تغییری که در ماشینم بدهم یک عروسک باشد که داخل آن میگذارم.
* با توجه به اینکه شما در زمینه موسیقی فعالیت میکنید، ترجیح نمیدهید یک سیستم صوتی خوب و حسابی روی ماشین نصب کنید و از گوشکردن موسیقی با آن کیفیت صدا لذت ببرید؟
به نظر من همین که هست برای من جواب میدهد. به اضافه اینکه تمام دوستان من که ضبط ماشینشان را عوض کردهاند، بدون استثناً دزد ضبطشان را برده. برای اینکه به هر حال بیرون که هستی ماشین را در خیابان پارک میکنی. بعد خب برای دزدیدن ضبط شیشه ماشین را میشکنند، من هم آدم گرفتاری هستم و اگر چنین اتفاقی بیافتد دیگر فرصت نمیکنم دنبال عوضکردن شیشه ماشین برم. بعد هم من فکر میکنم صدای ضبط ماشینم در همین حد خیلی خوب است و فکر نمیکنم نیازی باشد که عوضش کنم.
* درباره رانندگی خانمها شما چطور فکر میکنید؟
من هیچ وقت همه چیز را تعمیم نمیدهم. آقایانی که وحشتناک رانندگی میکنند را دیدهام و خانمهایی که خوب رانندگی میکنند را هم دیدهام. مثلا عمه خود من و دخترش هر دو خیلی خوب و مسلط رانندگی میکنند.
یک خانم دیگر را هم میشناسم که اصلاً همسرش رانندگی نمیکند و همیشه خانم پشت فرمان مینشیند و دست فرمان فوقالعادهای هم دارد. یکبار در یک روستایی در شمال رفته بودیم که قسمتی از مسیر جاده مالرو بود و گلی، تمام آقایانی که از آنجا رد میشدند مانده بودند و این خانم رد شد در حالی که همه واقعاً تعجب کرده بودند. اما خب بعضی از خانمها هم موقع رانندگی میترسند از اینکه تصادف کنند یا چیزهایی مثل این. به نظر من در کل رانندگی برای همه در تهران وحشتناک است.
رانندگی به تواناییهای فردی هم مربوط است. الان خانمهای گروه خودمان دو نفر رانندگی میکنند. هم شراره فرجاد پشت فرمان مینشیند هم سحر کاشمری و هر دو هم خوب رانندگی میکنند. طوری که شما میتوانید با خیال راحت کنارشان بنشینید و مدام این طرف پایت را روی ترمزی که زیر پایت نیست نگذارید.
* به نظر شما فرهنگ رانندگی که در عرف برای همه جا افتاده مناسب هستند؟
درباره رانندگی، واقعیت این است که گاهی اوقات هنگام رانندگی در خیابان یکسری چیزها اعصابم را خرد میکند که در هیچ کجای دنیا معمول نیست. شاید اینکه رانندگیهای جاهای دیگر دنیا را دیدهام این موضوعها اعصابم خرد میکنند.
من روی بحث عابر همیشه دو تا مساله دارم. گاهی عابرها هستند که حق راننده را ضایع میکنند و گاهی بر عکس. برای نمونه در اتوبان صیاد شیرازی هر وقت عبور میکنید میبینید که یک نفر در حال شیرجهزدن از روی نردهها به وسط اتوبان است و شما اگر به این آدم بزنید یک عمر زندگیتان مختل میشود درحالی که تقصیر آن عابر است. آمدند و میلههای اتوبان را بالاتر آوردند اما از بالای آنها هم رد میشوند در حالی که این اتوبان پل عابر پیاده هم دارد. خود من هر وقت از این اتوبانها رد میشوم مدام پایم روی ترمز است و هر لحظه منتظرم یک نفر بپرد جلوی ماشینم و از این موضوع استرس میگیرم.
بر عکس این هم هست. برای من اتفاق افتاده زمانی که دبیرستان بودم طرح کاد میرفتم یک روز وقتی برمیگشتم، آمدم روی خط عابر و میخواستم رد بشوم، ماشینی که جلو میآمد ایستاد که عبور کنم، من این ماشین را که رد کردم از پشت آن یک جیپ با شتاب آمد بیرون، وقتی که دیدم جیپ با سرعت به سمت من میآید ترسیدم و خواستم برگردم که روی خط عابر زمین خوردم و فقط سرم را گرفتم چون فکر کردم دیگر مردم و ماشین الان از روی من رد میشوند.
بعد که فهمیدم زنده هستم سرم را بلند کردم و دیدم لاستیک یک ماشین جلوی چشمم است و واقعاً شوکه شده بودم. الان همیشه من سعی میکنم عابر را که روی خط عابر پیاده میبینم برایش بایستم، دقیقاً همانطور که در یک کشور خارجی برای خودم میایستند آن هم با فاصلهای که خیالت راحت است که میتوانی سالم از خیابان عبور کنی.
اتفاق بعدی هم این است من میایستم تا عابر از روی خط عبور کند، اما ماشین کناری من با سرعت میخواهد عبور کند و به این صورت خطر بیشتری عابر را تهدید میکند. به نظر من در کنار رانندگیهای بدی که ما می بینیم این هم خودش یک معضل است.
* آخرین صحبتی که برای پایان این گفتوگو دوست دارید برای ما بگویید، چیست.
نزدیک عید است، برای همین اول دوست دارم تبریک بگویم به تمام مخاطبانی که هفتهنامه شما را میخوانند و دستاندرکاران هفته نامه، در کنار این امیدوارم همه سالی سرشار از سلامتی داشته باشند و در کنار آن هم موفقیت. ما هم یک عیدی داریم که درباره آن صحبت کردیم، یک تک آهنگ جدید است که حالت نوستالژیک و خاطرهانگیز دارد. امیدوارم لذت ببرید و در کل سال خوبی داشته باشید.
محسن رجب پور خبر داد؛ آلبوم گروه آریان بعد از ماه مبارک رمضان و آلبوم بنیامین اواسط پائیز منتشر می شود موسیقی ما - محسن رجب پور مدیر برنامه گروه موسیقی آریان،بنیامین و مهدی مقدم از ارسال آلبوم موسیقی گروه آریان به دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی خبر داد. محسن رجب پور با اشاره به ارسال آلبوم موسیقی گروه آریان به دفتر موسیقی وزارت ارشاد گفت : این آلبوم به دفتر موسیقی وزارت ارشاد ارسال شده است تا مجوزهای لازم را برای انتشار بگیرد. وی خاطرنشان کرد: تمام مراحل ضبط و تنظیم این آلبوم انجام شده است و به احتمال فراوان پس از ماه رمضان منتشر می شود. مدیر برنامه بنیامین در ادامه سخنان خود درباره انتشار آلبوم این خواننده نیز افزود: مراحل ضبط و تنظیم این آلبوم نیز به پایان رسیده است و به زودی برای اخذ مجوزهای لازم به دفتر موسیقی وزارت ارشاد ارسال می شود تا در آینده ای نزدیک منتشر شود. رجب پور که به تازگی فعالیت هنری مهدی مقدم را نیز زیر نظر گرفته است ،درباره زمان برگزاری کنسرت این خواننده نیز گفت: فعالیت راهبردی مهدی مقدم را بر عهده دارم و با توجه به این مطلب که آلبوم مهدی مقدم به تازگی منتشر شده است تلاش خود را می کنیم که پس از ماه رمضان نخستین اجرای این خواننده را پس از فعالیت دوباره اش را برگزار کنیم. | |
منبع : پانا |
با توجه به اینکه قول دادیم تا آلبوم پنجم گروه آریان منتشر نشده کنسرتی و برگزار نکنیم فعلاً منتظر جواب دفتر موسیقی برای اخذ مجوز هستیم . تاریخ کنسرت آریان در تیر ماه مشخص شده و آخرین روزهای تیر ماه و برای آریان رزرو کردیم ، ولی اگر تا آخر این هفته خبری از مجوز انتشار آلبوم نشه این کنسرت در تیرماه برگزار نخواهد شد ... متعاقباً به محض دریافت مجوز انتشار آلبوم بلافاصله کنسرت آریان با اجرای قطعات آلبوم پنجم انجام خواهد شد .
برچسب ها: گروه آریان، آلبوم جدید،
تبلیغات 











